عزت الله مولايى نيا همدانى
178
نسخ در قرآن ( فارسى )
گونهء دوم . 2 - اخبار و روايات و گزارشهاى بىپايه و عليل آحاد . شايد يك دليل سومى هم داشته باشند و آن آيهء : ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها . . أَوْ مِثْلِها « 1 » باشد ؛ چرا كه روايات و گزارشهايى در پيرامون اين آيه گزارش كردهاند كه منظور از آن « نسخ تلاوت » است و همچنين آيهء سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ « 2 » . . . كه از « قتاده » و « حسن » گزارش كردهاند كه مراد از آن « نسخ » و نسيان ( نسخ تلاوت و حكم و يا تلاوت تنها ) مىباشد « 3 » . و در مورد گونهء دوم ، چون گروهى از عالمان اهل سنّت نسبت بدان نظر موافق ندادهاند ، از اين رو گروهى به روايت « عايشه » دربارهء شيرخوارگى و نشر حرمت نيز استناد جستهاند كه آن دلالت مىنمايد بر اينكه « ده نوبت شير دادن در قرآن » به وسيلهء « پنج نوبت شير دادن » نسخ گرديد و آنها هنوز جزو قرآن بوده و صبح و شام در ميان مسلمانان خوانده مىشدهاند كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - درگذشته است . و در استدلال بدان مىگويند چون هيچيك از آيهء ناسخ و منسوخ هم اكنون در قرآن كريم وجود ندارد ، پس بايد تلاوت آن نيز نسخ شده باشد « 4 » .
--> ( 1 ) بقره ، 106 . ( 2 ) اعلى ، 6 . ( 3 ) ر . ك : ابن جرير طبرى ، تفسير جامع البيان ، ج 1 ، نوبت اول ، مصر ، بولائق ، مطبعة اميريه و بيروت . دار المعرفة ( افست ) ، ( 1409 ه . ق ) 379 - 387 . و عبد الرحمن سيوطى ، الدرر المنثور ، پيشين ، ج 1 ، ص 105 به نقل از طبرى و على حسن العريض ، پيشين ، ص 217 . ( 4 ) ر . ك : على حسن العريض ، همان و صص 218 - 219 . اين پژوهشگر ژرفانديش ، در نقد نظريهء « نسخ تلاوت و حكم با هم » استدلال بسيار ارجمندى دارد كه به صورت گذرا بدان اشاره مىنماييم ، وى مىگويد : الف - دانشمندان اسلامى در مورد اين نظريه « نسخ تلاوت و حكم با هم » اختلاف نظر دارند و تنها گروه اندكى بدان نظر مثبت دادهاند و اما جمهور عالمان اسلامى آن را مردود شمرده و در نقد آن استدالهايى بسيار متين و ارزشمندى نمودهاند ب - حديث « عايشه » على رغم گزارش اكثر ارباب صحاح و سيوطى و شيخين ، فاقد سنديّت و حجيّت و شرايط صحّت مىباشد زيرا : صحت سند پيوسته دليل صحت متن حديث نيست ؛ چرا كه حديث واحد است و خبر واحد كه مظنون الصدور است ، هرگز توان اثبات و يا وضع قرآن را كه